بازگشت به کتاب‌خانه
آریا و دفترچه‌ی سیاه

آریا و دفترچه‌ی سیاه

دکتر پاشا۷ فصل

🎧 این کتاب نسخهٔ صوتی هم دارد — با خریدِ همین کتاب، نسخهٔ صوتی‌اش هم بدونِ هزینهٔ اضافه مالِ توست.

خلاصه

«آریا و دفترچه‌ی سیاه» داستانِ پسرکی سیزده‌ساله و باربرِ بازارِ تهران است که با یک دفترچهٔ کوچک، سفرش را از فقر و خیابان به سوی ثروت آغاز می‌کند. روایتی گیرا از تغییرِ ذهنیتِ فقیر به ثروتمند، اولین ریسک‌ها، هزینهٔ سنگینِ موفقیت و در نهایت معنای واقعیِ پول و میراث. این کتاب با زبانِ داستان، اصولِ مدیریتِ مالی، پس‌انداز، سرمایه‌گذاری و روانشناسیِ ثروت را می‌آموزد — برای هر کسی که می‌خواهد مسیرِ مالیِ زندگی‌اش را از صفر بسازد.

نظرِ خوانندگان

✍️ نظرها فقط از خریدارانِ واقعیِ کتاب ثبت می‌شود تا معتبر بمانند. بعد از خرید، همین‌جا می‌تونی امتیاز و تجربه‌ات رو بنویسی و اولین نفر باشی.

هنوز نظری ثبت نشده — اگر این کتاب را داری، اولین نفر باش.

قیمت۳۳۰٬۰۰۰ تومان

در یک نگاه

آریا سیزده‌ساله است، شب‌ها زیرِ چرخ‌دستی‌اش می‌خوابد، و اولین اسکناس‌هایش را که جمع می‌کند سرِ یک دوراهی می‌ماند. داستانِ مالیِ کوتاه، همراهِ کتابِ صوتی.

سرفصل‌های «آریا و دفترچه‌ی سیاه»

  1. ۱.فصل اول: قانون جنگل و قلکِ نامرئینمونهٔ رایگان
  2. ۲.فصل دوم: دفترچه‌ی سیاه و زخم‌های زیر پوست
  3. ۳.فصل سوم: اولین قمار (خداحافظی با ذهنیت فقیر)
  4. ۴.فصل چهارم: سقوط و تنهایی (هزینه‌ی سنگین انسانیت)
  5. ۵.فصل پنجم: جهش بزرگ (طلای سرخ)
  6. ۶.فصل ششم: تله‌ی "خودم انجامش میدم" (زندانِ موفقیت)
  7. ۷.فصل هفتم: میراث (وقتی پول دیگه هدف نیست)

نمونهٔ رایگان: فصل اول: قانون جنگل و قلکِ نامرئی

این بخش رایگان است؛ برای ادامه، کتاب را تهیه کن.

شبای بازار تهران، سگ صاحابشو نمی‌شناسه. کرکره مغازه‌ها که میاد پایین، اون هیاهو و بدو بدو تبدیل میشه به یه سکوت ترسناک که فقط صدای زوزه باد تو دالان‌ها می‌شکنه. آریا، پسرک ۱۳ ساله‌ی سیه‌چرده‌مون، نشسته بود زیر چرخ‌دستی‌ش. یه تیکه برزنت کهنه رو کشیده بود رو خودش که سوز سرما نره تو استخوناش. این چرخ‌دستی، هم ابزار کارش بود، هم سقف خونه‌ش. بغلاش، "لویی" دراز کشیده بود. یه سگ زرد و لاغر که فقط ۶ ماهش بود و تبدیل شده بود به تنها رفیق آریا تو این شهر درندشت. گرمای تن لویی، تنها بخاریِ آریا تو اون شبای سرد زمستون محسوب می‌شد. اون روز آریا حسابی کار کرده بود. از صبح علی‌الطلوع بار جابه‌جا کرده بود؛ از پارچه‌های سنگین مولوی تا کارتن‌های کفش چارسوق. شونه‌هاش طوری درد می‌کرد که انگار با چماق کوبیده بودن روش. دست کرد تو جیب مخفی شلوار کردی‌ش. چند تا اسکناس مچاله شده رو لمس کرد. این اولین باری بود که انقدر پول یه جا تو جیبش بود. بوی پول قاطی بوی عرق تنش شده بود. شکمش بدجور قار و قور می‌کرد. بوی فلافلی سر کوچه مروی هوش از سرش برده بود. دلش می‌خواست بدوِ بره اونجا، یه ساندویچ دو نونه با سس خردل بگیره و تا خرخره بخوره. همون موقع، صدای خنده‌های بلند چند تا پسر جوون اومد. "بچه‌های بازار" بودن. همونایی که صبح تا شب آریا رو مسخره می‌کردن و به لهجه‌ی شیرین بلوچی‌ش می‌خندیدن. یکیشون داد زد: «هوی بچه شهرستان! اون زیر موش نشی!» و لگدی زد به چرخ آریا. آریا نفسش رو حبس کرد. دستش رو محکم گرفت دور گردن لویی تا سگ بیچاره پارس نکنه و کتک نخورن. یاد حرف پدرش افتاد که موقع خداحافظی تو روستا بهش گفته بود: «آریا، تهران شهر گرگاست. اگه وا بدی، تیکه پاره‌ت می‌کنن. ولی اگه صبر کنی، نوبت تو هم میشه.» آریا دوباره پولای تو جیبش رو لمس کرد. الان یه دوراهی داشت: یا بره اون ساندویچ رو بخوره و یه ساعت حال کنه، یا گشنگی رو تحمل کنه و پول رو نگه داره. اینجا بود که اولین درس بزرگش رو گرفت، بدون اینکه اسم علمیش رو بدونه: به تعویق انداختن لذت. روانشناسا بهش میگن "تست مارشمالو". یعنی توانایی نه گفتن به خوشیِ الان، برای یه پاداش گنده‌تر تو آینده. آریا آب دهنش رو قورت داد. بی‌خیال فلافل شد. رفت سمت نونوایی که داشت می‌بست. یه نون بربری خشک و خالی گرفت. نصفش رو داد به لویی، نصفش رو هم خودش سق زد. سیر نشد، ولی یه حس قدرتی تـوش جوونه زد. اون پولی که خرج نکرد، فقط کاغذ نبود؛ "مهمات" بود برای روز مبادا. حس کرد یه قلک نامرئی داره که هر شب داره سنگین‌تر میشه. همون موقع، سایه‌ی یه مرد افتاد رو چرخ‌دستی. آریا سرش رو آورد بالا. "اوس کریم چای‌چی" بود. با اون سینی گرد و استکان‌های کمرباریکش که دیگه خالی بودن. اوس کریم یه نگاه به نون خالی دست آریا کرد، یه نگاه به چشمای براقش. لبخند کجی زد و گفت: «باریکلا پسر... شکم رو میشه با سنگ هم سیر کرد، ولی جیب خالی رو با هیچی نمیشه پر کرد.» پیرمرد یه حبه قند انداخت جلوی آریا و رفت تو دل تاریکی. آریا قند رو گذاشت دهنش. شیرین بود. شیرین‌تر از هر ساندویچی. اون شب، آریا دفترچه‌ی کوچیک و کثیفش رو درآورد. با مدادی که نوکش رو با دندون تیز کرده بود، یه خط کشید: روز اول: زنده موندیم و ۱۰ تومن پس‌انداز کردیم. چشم‌هاشو بست و صدای نفس‌های لویی رو شنید. تو دلش گفت: «یه روزی میرسه که من آقای این بازار میشم، لویی. قول میدم.» و خوابش برد، در حالی که دستش هنوز مشت شده بود روی جیبش.

دربارهٔ نویسنده

دکتر پاشا — مدرس و تحلیل‌گرِ مالی و بنیان‌گذارِ آکادمی دکتر پاشا. آموزشِ کاربردی و صادقانهٔ سرمایه‌گذاری، بازارهای مالی و روانشناسیِ پول به زبانِ فارسی. بیشتر بشناسید

کتاب‌های مرتبط

پرسش‌های متداول دربارهٔ «آریا و دفترچه‌ی سیاه»

آریا و دفترچهٔ سیاه دربارهٔ چیست؟

پسرکِ بلوچی که با سگش لویی در بازارِ تهران زندگی می‌کند، رفتارِ کاسب‌های موفق را در دفترچه‌ای سیاه می‌نویسد و در مسیری بیست‌ساله از پس‌اندازکنندهٔ زیرِ موزاییک به سرمایه‌گذار تبدیل می‌شود — با درس‌هایی که بعضی‌شان خیلی گران تمام می‌شوند.

چه درس‌هایی دارد؟

تعویقِ لذت، اینکه پولِ راکد مثلِ یخ در تابستان آب می‌شود، هزینهٔ غرق‌شده و تاب‌آوری، و اینکه پولِ بزرگ در ارزشِ افزوده و قصه است نه جنسِ خام.

برای چه کسی است؟

هر کسی که از صفرِ مطلق شروع می‌کند یا پس‌اندازش را از ترسِ ریسک «زیرِ موزاییک» قایم کرده.

drpasha

آکادمی دکتر پاشا با تیمی از متخصصان بازارهای مالی و ارز دیجیتال، آموزش‌های کاربردی ترید، سرمایه‌گذاری و مدیریت ثروت را برای فارسی‌زبانان فراهم می‌کند تا تصمیم‌های مالی آگاهانه‌تری بگیرند.

نماد اعتماد الکترونیکی (اینماد)
تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت برایآکادمی تخصصی دکتر پاشا محفوظ میباشد.